@رنگى@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه رنگى گروه رنگى ملکول کاغذ رنگى براى تزيين درجشنها ... نرم و کرم رنگى که در چين ... باماده رنگى رنگ کردن بى رنگى بى رنگى مو تجزيه و تحليل مواد رنگى سلول تهيه عکس هاى رنگى جدا کردن عناصر رنگى از هم خط رنگى و مارپيچ خط فاصل درنقشه هاى رنگى خمير مواد رنگى ... ياچسب سياه رنگى که با ... داراى راه راه رنگى دانه هاى رنگى گياهان دو رنگى رنگ کارى با رنگى که در آب ... رنگى که براى زيبايى ... رنگى شدن زرد رنگى سه رنگى سياه رنگى شبيه عکس هاى رنگى طبيعى شيرى رنگى شيشه رنگى واژه هاى شامل رنگى ـ (49) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}