@روحانى@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه روحانى رئيس روحانى رداى روحانى روحانى کردن زن غير روحانى زندگى تازه و روحانى يافته سرود روحانى سلسله سران روحانى و شيوخ شخص غير روحانى شعف و خلسه روحانى شوراى روحانى صفوف روحانى پايين درجه ... پسر خواندگى روحانى شخص در ... عالم روحانى عاليترين مرجع روحانى غير روحانى غير روحانى کردن غير روحانى بودن فاقد خاصيت يا جنبه روحانى کردن فلسفه عرفانى يا روحانى مادر خوانده روحانى مبحث موجودات روحانى مرگ روحانى مرد روحانى مردم غير روحانى مفسر روحانى واژه هاى شامل روحانى ـ (53) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}