@رود@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه رود ... درپستان بند کار مى رود پايين رود ... کردن آتش به کار رود ... که در آب راه مى رود ... براى متکا به کار مى رود پشته يا کناره رود ... براى کشيدن به کار رود ... شمع سازى به کار مى رود ... هاى فنى به کار مى رود ... و غيره به کار مى رود ... يا پايه به کار مى رود چيزى که براى پله به کار مى رود ... معطر کردن به کار مى رود چيزى که به جاى فتيله به کار رود ... وثيقه به کار مى رود ... کهربا به کار مى رود کرانه رود ... ميکده به آن ميکده مى رود کسى که به تعطيل آخر هفته مى رود کسى که خونش مى رود کسى که در خواب راه مى رود کسى که دزدکى راه مى رود کسى که شب در خواب راه مى رود ... بالا و پايين رود يا داخل و ... کنار رود واژه هاى شامل رود ـ (125) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}