@رود@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه رود آب جارى در قسمت کم عمق رود ... و فيلم به کار مى رود آدمى که قالبا بنمايش مى رود ... آئينه سازى به کار مى رود ... تخته و الوار بار مى رود ... در دريا به کار مى رود ... در دريا به کار مى رود ... زمان دقيق به کار مى رود ... گازها به کار مى رود ... گونى بافى به کار مى رود ... روغنى به کار مى رود ... معانى فوق به کار مى رود ... آشپزى به کار مى رود ... فراوان به کار مى رود برف رود برف رود شناسى ... نارنجک به کار مى رود ... پيش مى رود اهميتش کمتر ... ... سريال به کار مى رود ... ساندويچ به کار مى رود ... تحرير به کار مى رود ... ادويه به کار مى رود ... تصفيه هوا به کار مى رود ... نى که در رود نيل مانع کشتيرانى ... ... که در مرداب فرو رود واژه هاى شامل رود ـ (125) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}