@رود@4

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه رود ... بالا و پايين مى رود سيل رود شاخه رود يانهر شخصى که مکرر به تئاتر مى رود ... خانم هاى جوان مى رود شعبه رود ... راه آهن به کار مى رود ... عرق خرما به کار مى رود ... اصلاح خاک به کار مى رود ... حيوان به کار مى رود طغيان رود ... دستگيره به کار مى رود ... گياهان به کار مى رود ... موارد زير به کار مى رود ... حصيرى به کار مى رود ... محافظت چشم به کار مى رود ... به همراه سيرک مى رود ... جاى آهاى به کار مى رود ... نجات غريق به کار مى رود ... رودخانه به سوى ديگر مى رود ... درمعدن به کار مى رود ... اسکى آبى به کار مى رود ... يا مجاز به کار مى رود ... گاز دار به کار مى رود ... سفيد کردن به کار رود واژه هاى شامل رود ـ (125) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}