@رود@5

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه رود ... تلقيح به کار مى رود ... آدامس به کار مى رود ... دفع آفات به کار مى رود ... آوردن آب به کار مى رود ... چلاندن چيزى به کار مى رود ... اشخاص به کار مى رود ... و ملين به کار مى رود ... امثال آن به کار مى رود مصب رود ... اسفالت به کار مى رود ... خيابان به کار مى رود ... امثال آن به کار مى رود ... عمق چيزى به کار مى رود ... دندانها به کار مى رود ... ارقام به کار مى رود ... شکسته به کار مى رود ... اجسام به کار مى رود ... اجسام به کار مى رود ... افزايش آن به کار مى رود وابسته به رود نيل واقع در جنوب رود تايمز در لندن ... زيرپوش به کار مى رود ... صحافى به کار مى رود ... دادن ران به کار مى رود يخ رود واژه هاى شامل رود ـ (125) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}