@رودخانه@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه رودخانه رودخانه فرات رودخانه و آبشار نياگارا رودخانه و شعبات آن رودخانه ى افسانه اى ... رودخانه يخ زمين رسوبى کنار رودخانه زمين مسطح و پست نزديک رودخانه زندگى کننده در رودخانه زيست کننده در رودخانه ساحل رودخانه زى سرچشمه رودخانه سرازيرى کنار رودخانه و غيره سواحل رودخانه ... شکاف طبيعى رودخانه خشک شده ... شاخه فرعى رودخانه شيب تند رودخانه صخره ى مشرف بر رودخانه صدف باريک دريايى و رودخانه اى ... انداختن آن به رودخانه فروکش آب رودخانه قايق پهن رودخانه ... يک سوى رودخانه به سوى ... قسمت کم عمق رودخانه اى که جهت ... ... گاه ساحل رودخانه با اسکله ... مخالف جريان رودخانه واژه هاى شامل رودخانه ـ (57) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}