@روز@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه روز پانزده روز يکبار پيش از نيم روز چهار روز يکبار چهارده روز کار روز مزد و اتفاقى کارگر روز مزد ... در مقابل هر روز يا هر ساعت ... کسى که در روز اول آوريل آلت ... ادين خداى روز چهارشنبه اعتدال شب و روز اولين روز آغاز به کار اولين روز ايام روزه ى مسيحيان بچه دارى در روز باب روز به روز دادن ... دهنده بنا به مصالح روز تمام روز تيره روز ... آراسته و در روز يکم ماه مه ... جانورانى که در روز فعاليت دارند جدول ساعات روز در جريان روز در نصف روز انجام گرفته دو دور مسابقه يک تيم در يک روز دو مرتبه در روز واژه هاى شامل روز ـ (97) : 1 , 2 , 3 , 4
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}