@روزنامه@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه روزنامه پاورقى قسمت پايين روزنامه پسر روزنامه فروش ... پاورقى در روزنامه چاپ شود ... جالب توجه در روزنامه اخبار قيچى شده از روزنامه برش روزنامه ... مطالب در روزنامه نگارى خبرنگار ورزشى روزنامه دکه روزنامه فروشى در دفتر روزنامه وارد کردن دفتر روزنامه روزنامه درياپيمايى روزنامه فروش روزنامه فروشى روزنامه نگار روزنامه نگارى روزنامه نگارى کردن روزنامه نويس روزنامه نيم قطع و مصور روزنامه يوميه سردبير روزنامه صاحب و گرداننده روزنامه طبع روزنامه ... کتاب يا روزنامه که بريده ... عنوان سرصفحه روزنامه واژه هاى شامل روزنامه ـ (33) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}