@روش@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه روش ... معنى راه و روش و طريقه و ... پيرو روش تحقيقى قرون وسطى ... اصول و روش هاى اتحاديه ... پيروى از روش افلاطونى پيروى از روش تماشاخانه پيروى از روش تورم اقتصادى پيروى از روش علمى پيروى از متد يا روش بخصوصى گفتار در روش و اسلوب از روى متد و روش ... اصطلاحات يا روش هاى فنى استفاده از روش هاى آمارى ... ... به کمک روش هاى باستان ... با روش بد روش بطريق يا به روش آکادمى به روش اثباتى به روش امروزى درآوردن به روش ديگر به روش يا سبک خاصى درآوردن به نيکوترين روش تغيير روش تقليد از روش و طرز لباس ... خوش روش خون روش واژه هاى شامل روش ـ (63) : 1 , 2 , 3