@روش@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه روش ... معنى راه و روش و طريقه و ... پيرو روش تحقيقى قرون وسطى ... اصول و روش هاى اتحاديه ... پيروى از روش افلاطونى پيروى از روش تماشاخانه پيروى از روش تورم اقتصادى پيروى از روش علمى پيروى از متد يا روش بخصوصى گفتار در روش و اسلوب از روى متد و روش ... اصطلاحات يا روش هاى فنى استفاده از روش هاى آمارى ... ... به کمک روش هاى باستان ... با روش بد روش بطريق يا به روش آکادمى به روش اثباتى به روش امروزى درآوردن به روش ديگر به روش يا سبک خاصى درآوردن به نيکوترين روش تغيير روش تقليد از روش و طرز لباس ... خوش روش خون روش واژه هاى شامل روش ـ (63) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}