@روشن@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه روشن ... اصطکاک و مالش روشن مى شود کيک کره دار به رنگ روشن ... پاسدار يا نگهبان روشن مى کند ارغوانى روشن با توضيح روشن کردن بامثال روشن ساختن ... به رنگ سبز روشن يا آبى به رنگ روشن به طور بى ابر يا روشن به طور روشن ... شفاهى موضوعى را روشن کردن تاريک روشن تاريک و روشن تشکيل نکته روشن يا جالب دادن جسم روشن رنگ پرتغالى روشن رنگ آبى مايل به ارغوانى روشن رنگ ارغوانى روشن رنگ زرد روشن رنگ سبز زيتونى روشن رنگ قرمز روشن رنگ قهوه اى روشن مايل به زرد ... روز روشن روشن کردن روشن کننده زجاجى واژه هاى شامل روشن ـ (68) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}