@روشنايى@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه روشنايى اثر روشنايى در جنبش گياهان ايجاد شده در اثر نور و روشنايى ... گياهان به کمک روشنايى با روشنايى ضعيف تابيدن ... وسيله انتقال روشنايى و گرما ... داراى روشنايى ملايم روشنايى چراغ روشنايى گاز روشنايى کم روشنايى که در اثر ... روشنايى که در هنگام ... روشنايى اطراف هاله ماه روشنايى خيره کننده و نامنظم روشنايى زننده روشنايى سنج روشنايى سيمابى روشنايى شبانه بر روى باطلاق روشنايى شبانه بر روى ... روشنايى شمع روشنايى صبح کاذب روشنايى ضعيف روشنايى غير مستقيم روشنايى لرزان داشتن روشنايى مختصر روشنايى ملايم واژه هاى شامل روشنايى ـ (31) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}