@روغن@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه روغن پرداخت رنگ و روغن ... سرخ کرده در روغن خودش ... صمغ آن براى روغن جلا و به ... ... که با روغن نباتى درست ... با روغن پوشاندن با عطر و روغن تدهين کردن ... زمينى را در روغن سرخ کردن تدهين يا روغن مالى کردن تقديس با روغن مقدس تلمبه روغن زنى جايگاه مخصوص روغن کارى ماشين خود به خود روغن کارى شونده داراى خواص روغن در روغن سرخ کرده درخت روغن قلم دستگاه روغن زنى دستگاه سنجش وزن مخصوص روغن رنگ و روغن کار رنگ و روغن زدن روغن چرم روغن کار روغن کارى کردن روغن کرچک روغن کنجد روغن آميخته بابلسان واژه هاى شامل روغن ـ (77) : 1 , 2 , 3 , 4
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}