@روغن@3

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه روغن روغن ماليدن روغن ماليدنى روغن مخصوص نقاشى روغن معدنى يانفت روغن معطر برگ کاج خمره اى روغن مو روغن موتور روغن نخل روغن نهنگ روغن يا عرق تربانتين روغن يا مرهم معطر شبيه روغن ... ملايمى که از روغن هاى گياهى تهيه ... صداى لولاى روغن نخورده صيقل يا رنگ و روغن تازه دادن به ... به وسيله ى روغن هاى جاذب لوبياى روغن ... تعمير و روغن کارى کردن ماهى روغن کوچک ماهى روغن و امثال آن ... ... با ترشى و روغن زيتون و ترب ... محل روغن کارى موم مالى کردن يا روغن مالى کردن نقاشى رنگ و روغن روى ظرف فلزى ... که هوا يا روغن از آن نمى ... واژه هاى شامل روغن ـ (77) : 1 , 2 , 3 , 4
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}