@رونده@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه رونده پس و پيش رونده پيش رونده چارنعل رونده گياه بالا رونده و پيچى کش رونده از بين رونده بالا رونده بيرون رونده جلو رونده خواب رونده داخل رونده ... نازک و خميده بالا رونده در خواب راه رونده دولا دولاراه رونده رژه رونده راست بالا رونده راه رونده راه رونده با بدنى راست و عمودى راه رونده در آب راه رونده روى کف پا رو به فساد رونده روبه سفيدى رونده رونده هميشگى سينه مال رونده شيرجه رونده واژه هاى شامل رونده ـ (31) : 1 , 2