@روى@18
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه روى شبيه فلز روى ... مسابقه با پول روى ميز در قمار شناور بر روى سطح شناورى بر روى آب شنل روى زره شنل روى زره سلحشوران ... رو به روى گرداب معروف ... ... پهنى که بر روى آب بيفتد صداى تپ تپ يا زدن روى ميز صداى سوختن کباب روى آتش صفحه اى که روى آن اسم چيزى ... ... آن بر روى صفحه گرامافون ضماد روى محل درد گذاشتن طبقه بندى گياهان روى زمين طبقه سنگى که روى آن نوع سنگ ... طراحى روى پارچه طفره روى ... اين که روى زمين کشيده ... عکس از روى چاپ سنگى برداشتن ... اثر نور بر روى کاغذ و غيره عرق خشک شده روى پشم گوسفند علامت صليب روى بدن يا ... ... و شناورى که روى سطح آب شيرين ... عنوان روى پاکت عنوان روى نامه و امثال ... واژه هاى شامل روى ـ (551) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23