@روى@19

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه روى عنوان نوشته روى چيزى ... يا دولت روى آلات سيمين ... عينک مخصوص روى بينى غذاى روى ميز غيب گويى از روى خاک غيب گويى از روى سايه مرده غيبگو از روى سايه مرده فقط تا روى پوست فلز روى فلز مرکب از مس و قلو و روى ... امراض از روى عکسبردارى با ... قابل نمايش بر روى پرده ... فرزند از روى تابعيت والدينش ... قايق مخصوص روى يخ قايق مخصوص مسابقه روى يخ ... ظاهر شده روى همان سمت ... قرار گيرى بر روى چيز ديگر ... دارويى که روى آن شيرينى ... قسمت افقى روى شاه تير يا ستونها ... به سايت هاى روى اينترنت ... گذارند تا ميخ روى آن بکوبند قلم کشيدن بر روى قلمزنى روى قمار از روى تقلب ... دنيا را روى شانه هايش ... واژه هاى شامل روى ـ (551) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}