@روى@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه روى ... را همزمان بر روى يک سيم فرستادن چهار نعل روى ... موتور کوچکى روى خط آهن ... چهارچوبى که اطفال روى آن تاب خورده ... ... که دونفر روى شانه حمل ... ... شراب عشاى ربانى روى ميز ... سنگينى که روى زمين کشيده ... چيز شناور بر روى هوايا آب چين دوختن روى گچ کارى روى بنا ... مخصوص علامت گذارى روى پارچه گام زدن بر روى ... اطلاعات از روى کامپيوتر خود ... گراور سازى از روى شيشه عکاسى ... وسيله نور بر روى صفحه حساس گراور سازى روى چوب گراور سازى روى فلز روى ... مايعى که روى درختان مى ... گفتار در چگونگى آب هاى روى زمين ... وسيله گيره بر روى گوش ثابت مى ... گيره چوبى روى رجه لباس ... لباس هارا روى بند نگه ... کار از روى مقاطعه کار روى کاغذ کارگر روى ماشين غلتک ... واژه هاى شامل روى ـ (551) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}