@روى@20

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه روى ... واقعى سهم که روى آن نوشته شده لک سفيد روى چشم لکه روى خورشيد لاستيک مخصوص حرکت روى برف ... ى پرنده بر روى صخره ى مرتفع ... زنانه که روى کرست پوشيده ... لبه روى هم افتاده و متصل به هم ... و مساحى از روى عکس هاى هوايى ... خودپرستى که از روى مسلک و عقيده ... متحرک بر روى آب مثل فلس ماهى روى هم چيدن مجراى فاضل آب روى عرشه کشتى محل خارش يا تحريک روى پوست ... صوت بر روى حاشيه فيلم ... ... سالاد يا روى لرزانک و ... مديريت از روى مهارت ... موجودات از روى ساختمان ياخته ... مسابقه پرش از روى مانع مشمع چسب دار مخصوص روى زخم مشمع انداختن روى مشمع روى زخم معلق زدن بر روى دستها ... روز قيامت روى دريا بماند منبت کارى روى چوب ... بوته و اشکال بر روى چوب واژه هاى شامل روى ـ (551) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}