@روى@21
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه روى منقوش روى سنگ ... باکتريها بر روى مواد ازتى ... مواد رسوبى و سست روى سنگها ... همزمان بر روى هم ايجاد ... ميانه روى ... دو چيز را روى هم نگاه مى ... ميهن پرستى از روى تعصب نژاد سياه موى سبزه روى نگارش روى چوپ نگاه از روى کينه و بغض نرده روى عرشه کشتى نسخه خطى روى پوست آهو ... که نوشته ى روى آن پاک شده ... نشامى يافته از روى محتوى نشانه روى نشانى پذير از روى محتوى نشانى روى نامه نظريه يا عقيده از روى اطمينان ... نمايند تا روى ميخى بيفتد نقاشى آبرنگى روى گچ نقاشى بر روى تخته نقاشى رنگ و روغن روى ظرف فلزى نقاشى روى ابريشم ... که با کليک روى آن کار خاصى ... نقش بر روى سنگ واژه هاى شامل روى ـ (551) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23