@روى@22

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه روى ... يخ زده بر روى پنجره و مانند ... نقشه بردارى از آب هاى روى زمين نقوش و تصاوير بر روى پارچه نمايش بر روى پرده تلويزيون نوار روى گيسو نوشته روى سکه و مدال نوشته روى سنگ قبر ... طرفش را روى آهن کلوچه ... نيمه نيمه روى هم گذاشتن هر آلتى که روى سر قرار مى گيرد ... ديوار که روى آن اعلان ... هضم سريع و از روى عجله هواپيمايى که بر روى دريا نشسته و ... ... که مى تواند روى آب فرود آيد وابسته به پياده روى واقع بر روى تخمدان واقع بر روى ديوار واقع بر روى شکم واقع بر روى يک خط مانند ... ورقه اى که روى آن کلمات يا ... ورم روى پوست ... سيم نقاله روى سطل معدنچيان ... ... وسيله گيره روى سر ثابت ... يا روى پرده يقه پهنى که روى لباس مى دوزند واژه هاى شامل روى ـ (551) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}