@روى@3

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه روى ... غياب کارگر روى آن قيد ... ... ماليدن مرهم روى پارچه و ... کارى که از روى عادت بکنند ... سرسرى يا از روى بى پروايى انجام ... ... بزرگى که يک روى آن چاپ شده ... کتيبه روى قبر کرک هاى روى خار ... پهن که از روى آن عبور کنند ... پرش از روى کمند تربيت ... کره ماليدن روى کسى که از روى انگيزه آنى و ... کسى که از روى بى اطلاعى حرف ... کشتن از روى ترحم کف روى ديگ کف روى سطح فلزات مذاب ... نجات غريق بر روى آب شناور مى ... که بر روى آن ... واحد گرافيکى روى صفحه مانيتور کوک کوچک زير و روى پارچه ... بين دو نقطه در روى سطح آگهى روى کاغذ کوچک ... اعلاناتى که روى کاغذ کوچک ... آب جوش ريختن روى ... کامل نمايش به روى صحنه مى آيند آشغال روى هم ريخته واژه هاى شامل روى ـ (551) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}