@رويش@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه رويش پشم يا رويش زيرين ... وسيله کاهش رويش و تکثير ... تاريخچه رشد و رويش موجودات داراى رويش برونى داراى قدرت رويش در يک ... رويش گوشتى رويش کننده رويش از روپوست رويش انشعابى رويش برونى رويش بلند تر رويش توام رويش درونى رويش زگيل مانند رويش شاخه رويش غير طبيعى استخوان رويش مو در پشت زهار رويش ناهنجار رويش ناهنجار نسوج ... که در آن رويش و پيشرفت سريع ... ... و دوباره رويش نوشته باشند نقطه رويش وابسته به رويش تخم ... داران که رويش جانور را ...