@روپوش@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه روپوش گارى روپوش دار گهواره سبدى روپوش دار با پرده يا روپوش پوشاندن بارانى يا روپوش روپوش کتانى پزشکان و امثال آن روپوش کشى روپوش تخت خواب روپوش دار روپوش دار کردن روپوش زنانه روپوش زنانه دوختن لباس روپوش زنانه