@ريز@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ريز خيار ريز خيلى ريز و غير مريى ... داراى پرهاى ظريف و ريز داراى پولک هاى ريز داراى چشمان ريز و گرد داراى کرک هاى ريز داراى کنگره هاى ريز داراى برآمدگى هاى ريز داراى خطوط ريز داراى دانه هاى خيلى ريز داراى دانه هاى ريز داراى ذرات ريز داراى ذرات ريز کردن داراى ذرات ريز متساوى داراى فلس هاى ريز دانه ريز دانه ى ريز درون ريز درون ريز شناسى ... را به ذرات ريز تبديل مى کند ... دستورالعمل هاى ريز دندان هاى ريز ... همه چيز به صورت ريز ذرات ريز و عدسک هاى ... ذرات ظريف و ريز سيليسى که از ... واژه هاى شامل ريز ـ (135) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6