@ريز@3

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ريز خيار ريز خيلى ريز و غير مريى ... داراى پرهاى ظريف و ريز داراى پولک هاى ريز داراى چشمان ريز و گرد داراى کرک هاى ريز داراى کنگره هاى ريز داراى برآمدگى هاى ريز داراى خطوط ريز داراى دانه هاى خيلى ريز داراى دانه هاى ريز داراى ذرات ريز داراى ذرات ريز کردن داراى ذرات ريز متساوى داراى فلس هاى ريز دانه ريز دانه ى ريز درون ريز درون ريز شناسى ... را به ذرات ريز تبديل مى کند ... دستورالعمل هاى ريز دندان هاى ريز ... همه چيز به صورت ريز ذرات ريز و عدسک هاى ... ذرات ظريف و ريز سيليسى که از ... واژه هاى شامل ريز ـ (135) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}