@ريز@6
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ريز ماهى خوراکى ريز شمال کلمبيا ماهى ريز قنات ماهيان ريز مرکب از اتم يا ذرات ريز کردن معامله خرده ريز موجودات ريز و شناور آزاد ... ... به قطعات ريز تقسيم کردن ... که از آرد ريز و اعلى تهيه ... هاگ ريز يک ريز واژه هاى شامل ريز ـ (135) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6