@ريزد@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ريزد ... به درياى خزر مى ريزد گياهى که در زمستان برگ مى ريزد ... براى مشتريان مى ريزد ... سياهرگى به آن مى ريزد ... از جو بزمين مى ريزد ... حروف را مى ريزد و سطر سطر ...