@ريزند@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ريزند ... درختان مى ريزند که درخت ... ... کردن کشتى بدريا مى ريزند ... عطر خوشبو مى ريزند و در لباس ... ... ته کوره مى ريزند تا آن را ... ... ته کشتى مى ريزند تا از واژگون ...