@ريزه@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ريزه از شبنم يا برف ريزه پوشيده شدن ... از رسوب سنگ ريزه يا شن درضمن ... برف ريزه داراى شن ريزه ريزه کارى ريزه کارى پر زرق و برق ريزه کردن ريزه اندام ريزه ريزه کردن سرما ريزه سنگ ريزه