@ريشه@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ريشه ريشه کوچک ريشه آور ريشه اى ريشه با بنيان اسيدى ريشه بندى ريشه توان دوم ريشه جويى ريشه حساس ريشه خردل ريشه دار ريشه دار کردن ريشه دار شدن ريشه دوم ريشه روناس ريشه زا ريشه سوم ريشه شقاقل که به عنوان ... ريشه شناسى ريشه عمودى اصلى ريشه فرعى ريشه لغت قطع کردن ريشه لغتى را يافتن ريشه مکعب ريشه مانند ريشه نکردن واژه هاى شامل ريشه ـ (100) : 1 , 2 , 3 , 4