@ريشه@4
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ريشه ريشه ناخن ريشه نما ريشه هوايى ريشه ى تاج الملوک ريشه يا حاشيه زائد ريشه يا رشته باريکى ... ريشه يانخ آويخته زائده بافتى ريشه پر و ... ساقه هاى زير زمينى ريشه مانند ساقه و ريشه خشک شده گل ادريس شبيه ريشه ... مستخرجه از ريشه مهر گياه مبحث شناسايى ريشه و اشتقاق ... ... مختلفه يک لغت يا ريشه مجموعً ريشه ها محصولات داراى ريشه هاى خوراکى مربوط به ريشه لغات مشروب شيرين معطر با ريشه گياه هم ريشه ... شدن از يک ريشه يا مبدا متجانس واژه هم ريشه وابسته به تيره ريشه پايان وابسته به ريشه ماهيچه وابسته به يک ريشه و اصل ورود ريشه ى در ترکيب واژه هاى شامل ريشه ـ (100) : 1 , 2 , 3 , 4