@رژيم@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه رژيم انطباق با رژيم شوروى رژيم گرفتن رژيم حکومت متمرکز در ... رژيم سرمايه دارى رژيم سلطنتى طرفدارى از رژيم سلطنتى علم تغذيه و رژيم غذايى فن پرهيز يا رژيم غذايى مربوط به رژيم غذايى مطابق رژيم شوروى کردن وابسته به رژيم غذايى