@رگه@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه رگه پخش رگه معدن پر از رگه چند رگه کاغذ رگه دار ... وحشى دو رگه جنوب شرقى ... داراى رگه ها يا باريکه ... داراى رگه هاى نامنظم دو رگه رگه کوچک رگه اصلى رگه بزرگ طلا يا نقره رگه بندى رگه بندى جانور رگه دار رگه دار کردن رگه دار شدن رگه رگه رگه رگه کردن رگه معدن رگه نازک معدن راه راه يا رگه دار کردن مانند رگه چوب نوار يا رگه نوارى