@زا@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه زا گزارش زا گند زا ... توليد گياهک تخم زا نموده و درنتيجه ... آتش زا اشک زا الماس زا انگلهايى که بيمارى زا نيستند بچه زا باران زا برنامه زا بسامد زا بلور زا بيمارى زا تپش زا تابع زا تاول زا توام زا جانور زنده زا حرارت زا حيرت زا خش زا خون زا دخشه زا درشت زا رنگ زا واژه هاى شامل زا ـ (49) : 1 , 2