@زائده@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه زائده التهاب زائده پستانى برجستگى و زائده ى غير طبيعى ناف برداشتن زائده آپانديس يا آويزه داراى پنج زائده شبيه پنجه داراى زائده کوچک داراى زائده هاى نوک تيز داراى زائده و ضميمه داراى زائده ى گوشتى داراى غبغب يا زائده آويخته زائده پر مانند خار زائده پره دار زائده کوچک زائده کوچکى که بين ... زائده اى زائده بافتى ريشه پر ... زائده بال مانند زائده بند بندى زائده جانبى ستون فقرات زائده حبابى زائده طويل و باريک ... زائده قلابى زائده نزديک دهان زائده ى آپانديس زائده ى اخرمى استخوان کتف قسمت جلوى زائده جلو مغز واژه هاى شامل زائده ـ (27) : 1 , 2