@زاويه@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه زاويه پنج زاويه چيزى که داراى زاويه تند است گوشه يا زاويه بين شاخه ... آلت زاويه ياب تغيير زاويه فاز داراى چهار زاويه داراى زاويه ديد بيش از معمول داراى سه زاويه دستگاه انحراف سنج زاويه راس زاويه زاويه اى زاويه تند يا باز زاويه دار زاويه دارى زاويه سنج زاويه سنج طول ياب زاويه سه بعدى مخروط و امثال آن زاويه قائمه زاويه مکمل زاويه مرکزى قوس دايره زاويه مستوى زاويه نصف النهار جغرافيايى زاويه نود درجه زاويه ى خارجى کثيرالاضلاع زاويه ياب واژه هاى شامل زاويه ـ (33) : 1 , 2