@زبان@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه زبان پبشاب دان به زبان کودکان چاپلوسى و زبان بازى چرب زبان ... اجزاى آن از زبان هاى مختلف تشکيل ... گل گاو زبان گل زبان درقفا گير کردن زبان آدم چرب زبان آدم زبان باز از لحاظ توده مردم به زبان ساده استعمال دو زبان استعمال زبان محلى اسلاو زبان اصطلاح زبان انگليسى اصطلاحات ويژه زبان آلمانى ايرلندى زبان با زبان با منقار و زبان خود را آراستن بدون احتياج به استفاده از زبان بر زبان آوردن بند زير زبان به دو زبان نوشته شده به زبان آوردن به زبان ساده و قابل فهم درآوردن به زبان عاميانه واژه هاى شامل زبان ـ (246) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}