@زبان@10

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه زبان محقق در فرهنگ و زبان اسلاوى مربوط به چوب درخت زبان گنجشک مربوط به زبان و حلق مربوط به فرهنگ لغات زبان مربوط به مردم و زبان انگليسى مشتق از زبان لاتين مطالعه زبان و ادبيات ... مطالعه ى زبان و هنر و ... ... از زبانى به زبان ديگر نمايش جا و زبان و عادات محلى ... نوعى گل زبان در قفا وابسته به زبان گاليک اسکاتلند وابسته به زبان کوچک وابسته به زبان شناسى ... يا دگرگونى صدا در زبان وابسته به ناحيه زير نوک زبان ... شناسى يا زبان شناسى تاريخى ... واقع در پشت زبان واقع در زير زبان ... گر در زبان شناسى تاريخى ... يکدل و يک زبان واژه هاى شامل زبان ـ (246) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}