@زبان@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه زبان به زبان غير مصطلح يا ... به زبان يا لهجه مخصوص بى زبان ... تناسلى مرد به وسيله زبان ... و چوچوله با زبان و دهان ترجمه زبان آرامى قسمتى ... تعميم چيزى به زبان ساده ... تاريخ در يک زبان يک ملت پديد ... ... قرار دادن زبان برپشت سقف حرف چهارم زبان يونانى خانواده گل گاو زبان خوش زبان داخل زبان ديگر شده دانش دگرگونى صدا در زبان دانشمند در زبان و فرهنگ لاتين دانشمند فرهنگ و زبان آلمانى درخت زبان گنجشک دست در زبان کودکان دستور زبان دستور زبان مبهم دستور زبان منظم دوست يک دل و يک زبان زبان پارسى دوره ساسانيان زبان پاسکال زبان پرتقالى واژه هاى شامل زبان ـ (246) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}