@زبان@8

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه زبان زبان ميانى زبان نگاره اى زبان نشرى زبان نمادى زبان هاى آهنگى زبان هاى امروزى زبان هاى اين عصر زبان هاى ترکى شامل ... زبان هدف زبان هلندى زبان همگذارى زبان همگردانى زبان و لهجه مردم پکن زبان ولز زبان ويژه زبان ويژه ى دزدان زبان يا عضو زبانى شکل زبان يا مردم آلبانى زخم زبان زخم زبان زدن سگ زبان ... انگليسى و بيشتر زبان هاى غربى ... نقاط ايتاليايى زبان به ايتاليا شاخه ى زبان هند و اروپايى ... شبه زبان واژه هاى شامل زبان ـ (246) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}