@زبانى@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه زبانى پس زبانى چرب زبانى چرب زبانى کردن چند زبانى اخذ راى زبانى بد زبانى بلبل زبانى تحولات زبانى يک ملت در ... جزو زبانى وارد شدن حديث يا روايت شفاهى و زبانى حرف زبانى يا ذو لفى زبان يا عضو زبانى شکل زبانى حلقى زبانى شکل زير زبانى ساختمان يا عضو زبانى شکل سه زبانى شل و سر زبانى تلفظ کردن ... عبارتى را از زبانى به زبان ديگر ... غير زبانى فروشندگى با چرب زبانى و فشار ... عبارتى از زبانى به زبان ... نوک زبانى صحبت کردن وابسته به عصب زير زبانى يک زبانى
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}