@زبر@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه زبر پارچه کتانى راه راه و زبر پارچه زبر لباسى خانه خانه پارچه مويى زبر پر زبر پوست زبر و خاردار ميوه الياف سخت و زبر توتون زبر جاروب زبر جامه زبر خشن و زبر داراى مو هاى زبر داراى موى زبر ريش زبر زبر کردن زبر تن زبر جد زبر دست زبر دستى زبر مو بودن زبر و خشن سگ ترى ير داراى پشم زبر سگ داراى پشم زبر سنگ خاراى زبر مواد خوراکى زبر موى زبر واژه هاى شامل زبر ـ (28) : 1 , 2