@زحمت@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه زحمت پر زحمت کار پر زحمت اسباب زحمت اسباب زحمت شدن با زحمت کارى را انجام دادن با زحمت از بينى نفس کشيدن با زحمت به انجام رساندن با زحمت حرکت کردن با زحمت حريف را از ... به زحمت به زحمت کشيدن به زحمت انداختن به زحمت جلو رفتن به زحمت درست شده به زحمت راه رفتن به زحمت ساختن بى زحمت بى زحمت ايجاد شدن بى زحمت درست کردن تقليل دهنده زحمت کارگر در اثر زحمت و کار ايجاد کردن راه پيمايى با زحمت رفع زحمت رنج زحمت رنج و زحمت واژه هاى شامل زحمت ـ (35) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}