@زخم@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه زخم ... لباس کودکان و زخم بندى پارچه زخم بندى پارگى يا بازشدن زخم ... براى پاک کردن زخم و گوش و ... پوست دله زخم پوست زخم ... روى پارچه و زخم و غيره کمپرس زخم اثر زخم اثر زخم گذاشتن اثر زخم داشتن ... يا آماس و زخم عصبى که دردناک ... التيام زخم ايجاد زخم يا قرحه بافت همبند جاى زخم بالسشتک زخم بندى ... محل التيام زخم پديد مى ... ... دار پوست مثل زرد زخم جاى زخم جاى زخم باقى گذاردن جاى زخم در صورت جاى زخم يا سوختگى دچار روان زخم کردن داراى جاى زخم ... يا نشان جراحت و زخم واژه هاى شامل زخم ـ (64) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}