@زخم@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه زخم ... لباس کودکان و زخم بندى پارچه زخم بندى پارگى يا بازشدن زخم ... براى پاک کردن زخم و گوش و ... پوست دله زخم پوست زخم ... روى پارچه و زخم و غيره کمپرس زخم اثر زخم اثر زخم گذاشتن اثر زخم داشتن ... يا آماس و زخم عصبى که دردناک ... التيام زخم ايجاد زخم يا قرحه بافت همبند جاى زخم بالسشتک زخم بندى ... محل التيام زخم پديد مى ... ... دار پوست مثل زرد زخم جاى زخم جاى زخم باقى گذاردن جاى زخم در صورت جاى زخم يا سوختگى دچار روان زخم کردن داراى جاى زخم ... يا نشان جراحت و زخم واژه هاى شامل زخم ـ (64) : 1 , 2 , 3