@زخم@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه زخم داروى زخم دانه دور زخم ... کمک هاى اوليه و زخم بندى دلمه بستن زخم روان زخم زخم پذير زخم پوست رفتگى زخم چاقو زخم چرکى زخم گلوله زخم کردن زخم آتشک زخم آماسدار زخم بند زخم به قدر سرسوزن زخم دار زخم زبان زخم زبان زدن زخم زدن زخم شدن زخم عميقى که غالباً ... زخم معده زخم ناپذير زخم نيش زخم و قرحه کوچک مخصوصاً در دهان واژه هاى شامل زخم ـ (64) : 1 , 2 , 3