@زخم@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه زخم زخم يا قرحه زرد زخم سوزاندن زخم بوسله داغ ... سياه زخم شفا دهنده زخم لحافک زخم محل التيام زخم محل زخم مرهم گذارى و زخم بندى مشمع چسب دار مخصوص روى زخم مشمع روى زخم نقطه ى زخم پذير نوار زخم بندى وابسته به روان زخم واژه هاى شامل زخم ـ (64) : 1 , 2 , 3