@زدن@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه زدن پک زدن پا زدن پابند زدن پارچه را به هم کوک زدن پارو زدن پالان زدن پايه زدن پتک زدن پتاس زدن به پرپر زدن پرچم زدن به پرده زدن پرسه زدن پس زدن پس زدن تفنگ پس زدن دهنه اسب پشت پا زدن پشت بند زدن پشتک زدن پل موقت نظامى زدن پنجه زدن پنجول زدن پهلو زدن پهلو زدن به پودر زدن به واژه هاى شامل زدن ـ (689) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26 , 27 , 28