@زدن@15
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه زدن جمع زدن جهند زدن جوانه زدن جوش اکسيژن زدن جوش برقى زدن جوش زدن جوش زدن و خودخورى کردن جوهر گوگرد زدن به جيک زدن جيغ زدن جيغ ناگهانى زدن جيوه زدن به حاشيه زدن به حجاب زدن حدس زدن حرص زدن حرف کنايه دار زدن حرف بى ارزش زدن صحبت بى معنى ... حرف بيهوده زدن حرف زدن حرف مفت زدن حلقه زدن حلقه زدن به حلقه زدن دورچيزى حمايل زدن واژه هاى شامل زدن ـ (689) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26 , 27 , 28