@زدن@6
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه زدن آب دهان زدن به آب رنگ زدن آب زدن آتش زدن آدم مزور و لاف زدن آذرخش زدن آروغ زدن آستين زدن به آسيب زدن آسيب زدن به آلت نم زدن آمپول زدن آهار زدن آهسته دست زدن به آهسته زدن آهسته زدن به آويز زدن اکسيژن زدن اتو زدن اتومبيل را بنزين زدن ادويه زدن ادويه زدن به اردو زدن از پرداخت طفره زدن از پيش آگاهى دادن ياحدى زدن واژه هاى شامل زدن ـ (689) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26 , 27 , 28