@زدن@9
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه زدن با سر چکمه و پوتين زدن با سر توپ زدن با شمشير زدن با صداى بلند حرف زدن با صداى بلند زدن با صداى بلند ضربت زدن با صداى تلپ تلپ زدن ياراه رفتن با صداى تيز و زير حرف زدن با صداى فش فش زدن با ضربات پياپى زدن ... حريف را به زمين زدن با ضربه زدن با عصا زدن ... نقطه سايه زدن يا نقشى ... با نيزه زدن باد زدن بار زدن باشدت زدن باغضب حرف زدن بال بال زدن بال زدن به طرف پايين بال و پر زدن مرغ به هم زدن بالکنت حرف زدن بالا زدن بالاتر زدن واژه هاى شامل زدن ـ (689) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26 , 27 , 28